کلاغ رنگی
روباه نگاهی به کلاغ کرد و گفت: با اشتهای بیشتری نوش جانت می کنم.
افشین مسعودیان
h

.jpg)
روباه نگاهی به کلاغ کرد و گفت: با اشتهای بیشتری نوش جانت می کنم.
افشین مسعودیان
h

.jpg)
- مخدر اضافی-
محتویاتش تشکیل می شود از:
تب رعشه درد(تمام اعترافات من)
مثل جانوری که در لوله های گاز می لولد
و تنم را نعشه می دهد.
((افتخار وجود دیگران است در کنارم
به همراهی کودکی که زاییده شد
امسال از ته مانده خدا.))
- کمی محبت -
-از حباب دورمان که بگذرند
خاکسترها جاری میشود در وجودشان
- آنها به خاکسترها قهوه قجر میخورانند
دلیلش هم آغوشی من و مشهد است
- دفاع من با مرگ تو آغاز مشود
گردن و تو و چاقوی من
دلشان ضعف می رود
برای قتل عام شاعرانه
من وجودم را اعتراف کردم
تو...
- من وجودم پر کردن با صفر وجود توست
واین نیاز و آن هم آغوشی
میل مبهمی ست برای استعدادمان.
- اگر مرگ تو تمام شود
من میشوم موزاییک یا آسفالت یا هر پوششی برای خاک
که اثرات کبود تو
پوششی شود برایم
((اشتباه ما بر میگردد
سال هزار و سیصد و هفده
جانباز شیمیایی اکسیژن از هوا می خواهد.))

شعر وعکس:رضا پاسبان
مادر عزیز
من عاشق یک سری انسانم
که وقتی از ژپنجره خانه هایشان
نفرتم را می بینند
به تکریم ای زیبا شناسی
رگ خود را انسداد می بخشند
۲
من برای جمع آوری تنفرم
نمیخواهم شعر بادکنکم را سوراخ کند
و چشمهایم برای اثبات جاذبه زمین
جذبه شان را پرت کنند
۳
انسانها زود ضربه میخورند
با دور سنج های ضعیف
و به مرور پیر میشوند
با ضربان مهلک
مرورگر شما؟(عاملین نفرت من)
چیزی را به خاطر نمی آورد؟
رضا پاسبان
امین رازی
رضا پاسبان
سیم های دوتار
به دمپایم گرفت
کاسه اش شکسته در پوستم
مادر آش را
پیشتر از اینها داده
مرغ عشقم را کسی در یخچال گذاشته بود
عمدأ
وقت رفتن
سر احساس را بریدم
با همین برگ دستهای خونینم را
پاک کردم
من همه رمان را تیکه تیکه سوختم
هی
وازه ها مرا ببرید
گرچه شک دارم به صداقتتان
شدیدأ
خواب دیدم من و برادرم ساتور داشتیم
سیبیل رنگی داشتیم درست مثل پدر
با دو چشم میشی
پشت پنجره ای که نه بر آن نشسته
کلاغی صدای تو در آورد
وقت رفتن
میروم
شاید دنیا گرد گرد هم نباشد
یقینأ دلم برای محمود دیوانه تنگ خواهد شد
کرچه او هم مرد وقت رفتن.
مرتضی کاظمی